تبليغاتX
خردی ها

خردی ها

!!!! بهشته بچه هاشم فرشته204

سلام به بروبچه خردی

حالتون خوبه؟

اصلا ّ اصلا ّ اصلا ّ دلم برای مدرسه تنگ نشده هاهاها

خیلی امسال تابستون حال داد مگه نه؟!!!

   فعلا ّ

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 16:23  توسط لیلی  | 

بازم چشم منو دور دیدین ؟!

سلام ! خوبین ؟

می دونم دل همه خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد واسم تنگ شده ... منم دلم تنگ شده ... ولی نه واسه همه فقط واسه سه چهار نفر ... البته به یاد ماباقی نیز هستم !

بروبچ ! چرا هیشکی واسه ولنتین ... (ا! ولنتین چیه ؟ روز عشاق !) واسه من کارت تبریک یا همون E-card نفرستاد ؟ نامردا !

دیگه چی ... ؟ هیچی پررو میشین ؟

راستی سروین ! یه آف گذاشتم که فک کنم خیلی شاد شی ببینیش ! برو ببین

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 0:19  توسط نگار.ب  | 

برو بکس من چند روزه خیلی ناراحتم و احساس بدبختی می کنم

آخه میدونین نگار رفت

حالا می تونین جشن بگیرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(قسمت بالا رو جدی نگیرین.این پست مزخرف هم به خاطر اطلاع رسانی بود) 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 16:3  توسط صدیقه  | 

به به به خودم...(bah bah be khodam )

یه سری به پیوند ها بزنید...حال کنید...!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قلب بالا رو زیاد جدی نگیرید...واسه ی خودم گذاشتم.

یه چیز دیگه: طرز استفاده از صفحات جداگونا رو خودتون پیدا کنید من حوصله موصله ندارم...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 20:20  توسط سروین  | 

من!

سلام! خوبید؟

منم خوبم!

من فک کنم یه ۱۰۰ باری نام کاربری و رمز عبور زدم تا وارد شد!

حالا...یه مطلب خیلی زیبا گیر اوردم ... ۲۰ ۲۰...

اینجوری می خوننش: بیسته بیست!(*) 

اگه بازم نفهمیدید مشکل خودتونه...تو مدرسه ازم بپرسید

اگه منو پیدا نکردید مشکل خودمه!!!

یه مطلب خوب می زارم البته نصفتون این رو دیدید ولی من انقد بخشنده ام اینو می زارم (می ذارم!!!!) تا همه ببینن!(**)

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم(***)

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه(****)


* خودم می دونم...اصلا به شخصیتم نمیاد!

** بچه ها جان من...!چند تا همه تو این وب ووجود داره؟

من و نگار و سنا و آوا و روژین...(این داستان ادامه دارد!...)

حالا شاید افرادی مثل صدیقه یا ملیکا هم افتخار بدن و به ما یه سری بزنن!

***اه اه...می دونم بی جنبه اید و این کلمه باید سانسور می شد... ولی...(من خیلی بخشنده ام!!!)(امضا نمی دم!)

**** مطلبو حال کردید؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:13  توسط سروین  | 

تعطیلات زمستانی

بابا من عجب جذابیتی داشتم و خودم خبر نداشتم.یه ۱۶ روز نبودم وبلاگ خالی شد.حالا اومدم.می دونم دلتون خیلی باسه خودم و مطلب هام تنگ شده بود ولی چه میشه کرد درسه دیگه 

راستی کریسمس هم مبارک Santa Sled Caroling Fireplace 3D Santa 3D Magical Snowmanگرچه به ما ربطی نداره 
امید وارم تعطیلات زمستانی بهتون خوش بگذره.وقت پیدا کردین به ما افتخار بدین و یه پست هم تو این وب فسیل شده بذارین

 Miss U  countdown 2009  I Love You More 




+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 11:58  توسط سنا  | 

بابا آوا

سلام به برو بکس ..مسابقه ی خواهرارو خوب اجرا کردیم آوا جان دقیقا زدی به هدف!!!این فشار درسی باعث شده که من همون یه ذره عقلی هم که داشتم بپره برای همین یک تصمیم احمقانه گرفتم اونم اینکه خر بزنم از اون نوع بد جورشم خر بزنم در نتیجه بنا به حالت ۱۶ روز امتحان من تا ۱۶ دپای کامپیوتر نمی آم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 22:37  توسط سنا  | 

فشار درسی...

بچه ها من همتون رو درک میکنم...مخصوصا اونایی که می گن می خوان خر بزنن...

همه ی این ها زیر سر فشار درسیه...

امیدوارم به زودی برطرف شه...

راستی فردا امتحان قاره ی آفریقا رو داریم...وای نه ! دیگه ادامه نمی دم چون اگه بخوام در موردش بنویسم فردا یکی دیگه پیدا می شه و به اسم معلم جغرافی واسه ما نظر می نویسه...!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:35  توسط آوا  | 

سلام

سلام منو از اعماق کتابهای درسی پذیرا باشید.من صدیقه هستم یا همون صدقه خودمون .قبل از همه چیز میدونم برای این حرفا دیر شده اما بذارین بعضی از مسایل رو توضیح بدم.اول اینکه با هم روراست باشیم هممون میدونیم که شمایی که داری این مطلبو میخونی و می خوای نظر بدی از بس به مانیتور یا هر چیز دیگه ای چسبیدی که چشات گیلاس می چینه پس لطفاوقتی می خواین به این وبلاگ نظر بدین همون اول که وارد اینترنت میشین بدین که نظرای چرتو پرت ندین(مثه بعضیا)که اون وقت ما نمی تونیم بخونیمشون و حالتونو بگیریم در نتیجه حذفش می کنیم خیلی راحت

دوم این که امتحانا نزدیکه و من میخوام امسال خیلی درس بخونم .

سوم اینکه میدونم برای اینکه من مطلب بذارم قرن شماری میکنین ولی شرمنده به دلیل بالا تا حدود یه ماهه دیگه بازم مطلب نمی ذارم

راستی

بابت این موضوع لبو خانوم خیلی از همتون دلگیرما باید دلمو به دست بیارین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:43  توسط صدیقه  | 

....!

ای آدمی که به جای اون خانوم نظر دادی , می خواستم

 بگم که من فقط قصد شوخی داشتم و همه ی بچه های کلاس هم اینو میدونن و اگر می دونستم که توی کلاس ما هم بچه ی بی جنبه پیدا می شه اصلا از این شوخی ها نمی کردم . اصلا از اول این اسم رو بچه های دیگه ی کلاس ساختن و من هم الان به عنوان شوخی آمدم و نوشتم . می خواستم بدونی که خیلی زایه هستی چون خانم بی کار نیستن که بیان تو این وب ما مگر ایکه واقعا یکی از بچه ها اینقد بی جنبه باشه که بره و به اون خانم بگه. می خواستم بدونی اگه می خوای منو با این جور پیام ها بترسونی کور خوندی . چون من مطمئنم که تو ( هر کدوم از بچه های کلاس که هستی ) اون خانوم نیستی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 18:16  توسط آوا  |